-:- -:- تات نیوز -:- -:-

نخستين خبرگزاري روستائي استان قزوين

سخنان سيد محمود نبويان در قزوين

سید محمود نبویان در مسجد موسی ابن جعفر قزوین به مقايسه دو جريان سياسي در كشور پرداخت و دلايل خود را از ترجيح محمود احمدي‌نژاد بر جريان سكولار تبيين كرد.

به گزارش تات نيوز، وي گفت: بعد از انقلاب در کشور جنگ بین بچه های مذهبی با اندیشه های اسلامی و افرادی که اندیشه سکولار دارند، برقرار است.

وي افزود: اين جنگ بین افراد نیست بلکه بین دو جهان بینی است.

وي يادآور شد: متاسفانه سکولاریسم را به جدایی دین از سیاست معنا مي‌كنند، در حالي كه سکولاریسم به معنای نفی دین و نه بزرگ بر خدا و ائمه است. اندیشه وقتی سکولار است که رابطه دنیا بود با مبدا آن قطع مي‌شود. علوم دانشگاهي حتي روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و... ربطي به اسلام و امام صادق(ع) ندارد.

نبويان با ابراز تاسف از حاكميت سكولاريسم بر كشور گفت: آيا قوانین مملکت، اداره بانک‌ها، تئوری‌هاي اقتصادی، دانشگاه‌ها، آموزش و پرورش و... اسلامی است؟

وي از مظاهر مدرنیته را لیبرالیسم و نفي خداوند دانست و گفت: پذيرش اين اصول به پلوراليسم تشكيك در باورها و تزلزل در اعتقادات ديني و فرهنگ اسلامي مي‌شود.

نبويان در ادامه به تلاش سكولارها براي بازگشت به قدرت اشاره كرد و گفت: یکی از احزاب سه قلویی که پشت یکی از این کاندیداها الان سنگر گرفته است حزب مشارکت است. محمدرضا خاتمي از سران اين حزب دو ماه قبل از انتخابات نهم يعني در 31فروردين84 در گفتگو با نشريه اقبال، ارگان مصطفي معين نامزد اين حزب در انتخابات آن سال مي‌گويد: در هشت سال اصلاحات، ما شکست نخوردیم، آنقدر پیروز شدیم که حکومت که خدایی بود زمینی شد... امروزه ما اصلاح طلبان اگر در راس حکومت آن امام غائب و معصوم هم باشد به خود حق می دهیم که آن امام غائب و معصوم را در ملا عام نقد و استیضاح نماییم!

وي تصريح كرد: بنابراين اختلاف ما بچه‌مذهبی‌ها با اصلاح طلبان بر سر قدرت نيست؛ دعوا بر سر راست و چپ نيست.

وي چپ و راست را فاقد ارزش دانست و افزود: سران راستی‌ها متاسفانه الان حرف ولی فقیه را هم قبول ندارند. در حالي كه همه حمايت مقام معظم رهبري از احمدی نژاد را مي‌فهمند یکی از سران راست، اعلام می کند؛ احمدی نژاد به دلیل این که به من احترام نمی کند باید رد بشود! مشکل او این نيست كه مثلا احمدی نژاد اسلام را قبول ندارد يا اقتصاد مملکت را جلو نمی برد؛ مشکلش اين است که چرا به من احترام نمی کند! اين راستی ها، ولايت بر فقیه دارند؛ آقا را تا آنجا می خواهند که در خط آن ها باشد!

وي تصريح كرد: اختلاف ما با سكولارها بر سر اصل ائمه است؛ آنها می گویند امام زمان را هم باید نقد کرد. آيا این‌ها شیعه هستند؟! مگر شیعه اعتقاد ندارد كه ائمه معصومند و معصوم کسی است که خطا بر او محال است؟!

نبويان مجددا به بخشي ديگر از اظهارات محمدرضا خاتمي اشاره كرده و گفت: وي در ادامه حرفش در همان نشريه مي‌گويد: «یکی از دستاوردهای این دوران هشت سال (اصلاحات) آن است که حکومت از جایگاه آسمانی و ملکوتی اش به زمین نشست. حتی اگر امام غائب و معصوم هم در راس حکومت قرار بگیرد باید بتوان به او انتقاد کرد و از عملکردش ایراد گرفت و در ملا عام استیضاحش کرد.»

وي تصريح كرد: بنابراين اختلاف بر سر راست و چپ نيست. بر سر اصل ائمه، اصل دین، اصل قرآن است.

نبويان سپس يادآور شد: به نظر بنده مشکل ديگر این است که ما مدیران دلباخته اسلام، کم داریم.

وي افزود: یکی از اشکالاتی که این طیف به رییس جمهور دارند این است که آقای احمدی نژاد کار کارشناسی بلد نیست. سوال مي‌كنيم؛ دولت ها که عوض می شوند کارشناس های ادارات هم با آمدن دولت جدید عوض می شوند؟ خب این کارشناس ها همان کارشناس ها هستند چطور شد که در دولت سابق این ها کار کارشناسی می کردند الان که کار می کنند دیگر کار، کارشناسی نیست؟

وي افزود: بنابراين مشکل جای دیگر است؛ شهردار قبل از احمدي‌نژاد، فوق دیپلم داشت. آقای احمدی نژاد كه بعد از او آمد دکتری شهرسازی دارد. اينها می گفتند؛ احمدی نژاد تخصصی نمی تواند کار کند کارشناسی بلد نیست! آن که فوق دیپلم دارد کارهایش تخصصی بود!؟

وي با اشاره به روند انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي گفت: برنامه توسعه چهارم سال 83 نوشته شد. براي اين برنامه دو جلد کتاب نوشتند که در آن مبانی برنامه را توضيح دادند. در اين دو جلد كتاب كه بيش از هزار صفحه است، یک بار اسم امام را نیاورده‌اند؛ یک بار اسم ولایت فقیه را نیاورده‌اند؛ ولایت فقیه را به ولایت خلافتی، تعبير كرده اند. از ارزشهای اسلامی به آرمان گرایی و خیال بافی تعبير مي‌كنند؛ نيروهاي بسیجی و مذهبی را "نیروهای نابهنگام سنتی" مي نامند و بعد نتيجه‌گيري ميكنند كه تنها راه نجات کشور ما وابستگی به غرب است! تنها راه نجات این است که ایران و مسئولین مملکت خودشان را با برنامه های امریکا و اسراییل هماهنگ کنند تا آنجا پیش می آید كه جمهوری اسلامی را با دو شاهنشاه سابق مقایسه می کند و می گویند آنها داشتند ايران را نجات مي‌دادند جمهوری اسلامی کشور را به مذلت کشید!

وي ضمن تقبيح اين نوع برنامه‌ريزي خفت‌بار و به اصطلاح كارشناسانه گفت: این‌ها مخ کارشناسی مملکت من و شما بودند! از سال 32 آمریکا در ایران کودتا کرد و سازمان (برنامه و بودجه قبلي كه به سازمان مديريت و برنامه ريزي تغيير يافت) را راه انداخته بود تا به حال کسی نتوانسته بود آن را منحل کند.

وي افزود: مطالب اين دو جلد كتاب را بعضی از دوستان در قم نزد مراجع بردند. آنها مي‌گفتند؛ اين برنامه را زمان شاه نوشته‌اند؟ یعنی در سال 83 كه ما با این همه شهید، اسیر و... به جائي برسيم كه برنامه ريزي ما را به برنامه‌ريزي شاه مقايسه كنند بعد هم بگويند برنامه شاه بالاتر از برنامه من و شما است! به نظر شما اگر سخنگوی دولت اسراییل اگر می خواست حرف بزند چيزي بيشتر از اين می گفت؟

نبويان يادآور شد: اينها حتي نقش رهبري را در كشور هم محدود مي‌كردند. گفتند؛ رهبري، بودجه می خواهد کمیته امداد و صندوق صدقات را به ايشان بدهید؛ دین از سیاست جداست!

وي با اشاره به بخشي‌هائي از نظريه‌پردازي‌هاي كارشناسان برنامه ريزي گفت: آنها تعبيرشان از جمهوری اسلامی، جمهوری بنیادگرایی اسلامی است. از ارزشهای اسلامي را ذهنی و آرمانهای خیالی بافت سنتی تلقي مي‌كردند. در صفحه 35 اين كتاب دو جلدي می گویمد: «وابستگی های جهانی نه تنها اجتناب ناپذیر است بلکه برای رشد و تعالی اقتصادی یک اصل است!» يعني ما تنها وقتی می توانیم رشد کنیم که وابسته امریکا باشیم بدون وابستگی امکان ندارد!. مي نويسند: حمله امریکا به افغانستان درس بزرگی به همه داد و آن درس بزرگ این است امریکا تصمیم گرفت هر کس که مخالفش هست را له کند بايد حواستان جمع باشد! بعد هم مي‌نويسند:«11 سپتامبر نقطه عطفی در تاریخ تحولات دیپلماسی روابط بین المللی ایجاد کرد اگر این حادثه را به طور قطع از قبل طراحی شده فرض نکنیم مسلما می توان در جهت تحقق اهداف اقتصادی و سیاسی قدرت های برتر بسیار موثر دانست حمله نظامی امریکا بر براندازی حکومت طالبان در افغانستان و حمایت و کمک کشورهای اروپایی و حتی کشورهای همسایه افغانستان در این نمایش کوچک ولی بزرگ کوچک به لحاظ کوچک بودن حریف بزرگ به این معنا که امریکا در تعیین مشروعیت نظام های حاکمیتی به طور یک جانبه و با حمایت سایر قدرت های وابسته اقدام می کند و سرنوشت آنها را تغییر می دهد.» اين برنامه‌ريزان به مسئولان مملکت هشدار مي‌دهند كه حواستان جمع باشد به آمریکا نپیچید!

وي به عبارت‌هاي ديگر اين كتاب اشاره كرد و گفت: اينها در توجيه برنامه چهارم مي‌نويسند: «ممکن است بعضی کشورها احساس کنند با قرار گرفتن در صف مخالفان آمریکا امنیت بیشتری برای خود کسب کنند؛ اما تجربیات اخیر نشان داده است که این نوع موضع گیری ها فقط این کشور ها را در معرض اتهام تولید سلاح های کشتار جمعی غیر متعارف قرار می دهد و بی ثباتی بیشتری برای آنها ایجاد می کند!» اگر در صف مخالفان آمریکا رفتی کشور بی ثبات می شود! بعد مي‌نويسند: «سال هاست جمهوری اسلامی ایران با فرض تعارض اصلی به آمریکا به دنبال شریک استراتژیک در جهان می باشد ابتدا مستضعفین و مسلمین سپس کوبا و ویتنام و کره شمالی و بعد چین و روسیه و نهایتا اروپا و فرانسه به عنوان موتلفه های قدرت ایران جهت مقابله با آمریکا و اسرائیل انتخاب شدند، قطعنامه اوایل خرداد شورای امنیت که از لحاظ حقوقی قیومیت دولت آمریکا را بر عراق به رسمیت شناخت و موضع گیری غیر دوستانه سازمان کنفرانس اسلامی در همین زمان نشاد داد که این دولت ها نیز صلاح می دانند که به همکاری متقابل با آمریکا روی آورند در نتیجه ایران بار دیگر تنها گردیده است. تجربه بیش از دو دهه نشان داده هیچ شریکی در میان قدرت های درجه دوم نظیر اروپا روسیه چین و ژاپن راضی نخواهند بود در وضعیت حاضر شریک استراتژیک جمهوری اسلامی ایران شوند.» خوب ایران در مقابله با آمریکا تنهاست درست چه کاری باید بکند؟ هیچ کس را هم ندارد. «رمز این گمشده را بالاخره باید در یکی از برنامه های توسعه پنج ساله به درستی باید نگریست و از چرخش در دایره باطل پرهیز کرد.» یعنی چی در مقابل آمریکا می خواهید بایستید؟ تنها راه این است که ایران خودش را از مقابله با آمریکا و اسرائیل کنار بزند؛ اگر می خواهد بیکاری اش را حل کند، اگر می خواهد مشکلش را حل کند. خوب مقابله نکند، چکار بکند؟ مگر شاه می خواست چه کار بکند؟ «امروزه بر همه مسئولین جمهوری اسلامی ایران اثبات شده است که کشورمان در تقابل با قدرت آمریکا و اسرائیل با حالت انزوا و صرفا متکی بر خود قادر نخواهد بود مسایلی از قبیل فقر، بیکاری، عدم توسعه، عدم تولید، عدم صادرات را حل نماید.» وي در بخش ديگري از سخنانش به نكات مهم‌تري از اين كتاب اشاره كرد و گفت: آنها با پذيرش ذلت كشور، مي‌نويسند: «ایران ذاتا باید طرفدار تغییر وضع موجود خود در غالب حفظ وضع موجود بین المللی باشد. تعارض گری ستیزه جویانه به انحطاط ایران دامن خواهد زد.» بعد به ترجيح رژيم پهلوي مي‌پردازند و مي‌نويسند: «در حالی که دو پادشاه پهلوی به ترتیب تلاش داشتند با پذیرش میزانی از وابستگی یکسویه و دفعتا متقابل دو سویه غیر متقارن از یک سو به تحکیم قدرت داخلی روی آورند؛ و از سوی دیگر به اشاعه قدرت منطقه ای ایران و اقدام انفعالی در اقتصاد جهانی تن دهند، دکتر مصدق و جمهوری اسلامی ایران به ترتیب بنیان گذار دو تلاش سلبی مسالمت جو و ستیزه جو برای تحکیم کشور بودند.» يعني به نظر آنها ستیزه جویی به انحطاط ایران دامن خواهد زد.

وي تصريح كرد: بر همين اساس بود آنها كه بودجه نظامی مملکت را در زمان اصلاحات کم کرده بودند همان بودجه را هم در برنامه پنجساله مي‌خواهند ندهند!

نبويان در پايان نگراني جريان سكولار از دولت احمدي‌نژاد را ناشي از عدم تعلق خاطر وي به غرب دانست و افزود: مقام معظم رهبري به احمدی نژاد می فرمایند: «روند غرب باوری و غرب زدگی را که متاسفانه داشت در بدنه مجموعه های دولتی نفوذ می کرد متوقف کردید.»

وي تصريح كرد: ما با شخص احمدی نژاد کار نداريم ایشان جای نقد هم دارند و معصوم نیستند، اما ایشان کجا و بقیه کجا. ربهري درباره ايشان مي‌فرمايند: «گرایش های سکولاریستی را که متاسفانه باز داشت در بدنه مجموعه ی مدیران کشور نفوذ می کرد جلویش گرفته شد. نظام انقلابی بر مبنای دین و بر مبنای اسلام و بر مبنای قرآن شکل گرفته و به همین دلیل از حمایت میلیونی این ملت برخوردار شده و جان هایشان را کف دستشان گرفته اند و جوان هایشان را به میدان خطر فرستادند، آنوقت مسئولان یک چنین نظامی دم از مفاهیم سکولاریستی بزنند؟ یکی بر سر شاخ و بن می برید. یعنی خودشان بنشینند و بنا کنند بن این مبنا و قاعده را کلنگ زدن. خیلی چیز خطرناکی بود، خوب الحمد لله اینها جلویش گرفته شد.»

بعد از تحرير: متن كامل اين سخنان در وبگاه "يار رجا" متعلق به دانشجويان حامي احمدي‌نژاد درج شده است، اين متن با اندكي تلخيص و ويرايش به صورت خبر حضار عرضه شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:19  توسط حسن-گزارشگر تات نیوز  |